آرامش قبل از طوفان

یادداشتی درباره "سکوت برکه­ ها"

یادداشتی بر فیلم­ کوتاه تجربی سکوت برکه­ ها

در سینمای کوتاه و تجربی فیلم سازان با مقوله زبان بصری، شیوه روایت و تجربه عملی زبان تصویری اشنا می‌شوند و با استفاده از امکانات نه چندان پیشرفته سینمایی و عوامل محدود، به ساخت فیلم کوتاه و تجربه عملی زبان سینما می‌پردازند. مضامین در سینمای کوتاه و تجربی، عمیق و فضای ذهنی کارگردان جهت پرداختن به موضوعات، وسیع‌تر از عرصه سینمای بلند است.

در اثار کوتاه و تجربی، جسارت و صداقت بیان فیلم ساز، در فریم فریم فیلم کوتاه حضور پر رنگ یافته و خودی نشان می‌دهد. در این نوع فیلم سازی، قوانین دست و پاگیر دنیای سینمای بلند حاکم نیست و دغدغه‌های مالی همانند سینماگران بلند بر فیلم سازان کوتاه مستولی نمی‌شود و هر انچه که هست برخاسته از انفجاریست که در ذهن خلاق رخ می‌دهد.

دختری دوران شاد و پر نشاط کودکی­اش را که همراه با اتفاقی فراموش نشدنی­ست به خاطر می­اورد..

فیلم کوتاه تجربی سکوت برکه­ها به نویسندگی، کارگردانی و بازی فاطمه دست مرد، روایتی­ست دیگرگون بر زندگی از منظر شخص نویسنده و تجربه عملی کارگردان که در عین سادگی نشانگر مفاهیم عمیقی­ست از زندگی و جریان سیال ان بر عرصه این گیتی که گاه نزدیک و گاه دور و گه گاهی خیال انگیز و بیم افزاست.

فیلم سیری دوار دارد که از همان نقطه شروع به پایان نزدیک شده و در پایان از چرخه خود بر محیط دایره خارج می­شود، برگشت به ابتدای داستان که با خارج شدن مهره­ی اصلی بازی (دختر در جوانی) از کادر، ادامه زندگی را بر روی خطوط دیگری دنبال می­کند که این خطوط تا به ذهن بیننده (مخاطب) ادامه یافته و در ان­جا به ارامی برکه­ها، روان شده و چندین شاخه شده و رودهای خروشانی را به حرکت وا می­دارد تا که به دریای درونی او ختم شود.

در ابتدا شاخه­ای خشکیده که از درختی سبز اویزان است دیده می­شود، این شاخه خشکیده عضوی از این درخت سبز است که این نیز روزی سبز بوده، زنده بوده و زندگی می­کرده و حال زرد و پژمرده است اما همچنان از درخت زندگی اویزان مانده و هر ان امکان کنده شدنش می­رود و این گوشه می­زند به زندگی و مرگ که هر لحظه امکان رسیدن لحظه دیدار با مرگ وجود دارد اما با این وصف زندگی همچنان در جریان است.

(نگاه دخترجوان در ابتدا به این شاخه خشکیده اویزان از درخت، خود گویای زاویه­ی دیدی است به ان عضو خشکیده از زندگی و درخت در این زمان، نمادی از کل زندگی­ست.)

شادمانی و سرزندگی کودکانه دختربچه هایی که برای پر کردن دبه هایشان از اب به کنار برکه می­ایند با نغمه­های پرندگان و صدای پای اب که گوش­نواز است درهم تنیده می‌شوند و بی حرکت بودن دوربین و کادر ثابت و سکون ، به ارامش قبل از طوفان این فضا جلوه­ای دیگر داده است.

دیزالو تصاویر درهم که خود عین زندگی ست ، گویا لحظه ای را به لحظه ای دیگر، ساعتی به ساعت دیگر و روزها را به روزهای دیگر پیوند داده و درهم تنیده می­سازد و به روانی و در جریان بودن زندگی­شان اشاره دارد، در بیانی دیگر می­توان گفت که امروز را با کنار هم قرار دادن دیروز و روزهای پیشین (گذشته) می­سازد و به جلو حرکت می­کند.

.. و اب که بستری­ برای رویش، سمبل روشنایی دل و مظهر سلامتی و پاکی­­ست حال رنگی دیگر به خود می­گیرد و برکه در پشت چهره­ی زیبا و ساکت خود، درونی دیگر، طوفانی سهمگین را نمایان می­سازد. او در درون خود نمادی از مرگ و ویرانی و جنگ را به یادگار دارد (مین ضد نفر) که اگر بگوییم ناخواسته، پر بیراه نگفته­ایم، انسان و خودکرده­هایی که تدبیر نیست، خودخواهی­ها و جاه­ طلبی­ها، ویرانگر است.

تصویر عروسکی که در اب فرو رفته و در زیر اب در کنار سلاحی مرگبار (مین) قرار گرفته است، نشانی از دو بازیچه‌ی دست بشر خردسال و بزرگسال. دست دختربچه ، کورمال کورمال ،در زیر اب به دنبال عروسکش است . گاه به مین نزدیک شده و گاه از ان دور می‌شود و در نهایت عروسکش را می‌یابد و از اب بیرون می‌کشد اما..

در بیانی دیگر، اثر گویای این است که اثراث مخرب جنگ حتی تا سال­ها بعد از پایان یافتن ان گریبان­گیر است ، حال می­خواهد نوزاد ناقص ­الخلقه­ای باشد که در هیروشیما و ناکازاکی به دنیا امده و یا هزاران ویرانگری دیگر.

نویسنده: سیامک احمدی

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا