تعادل و عدم تعادل، مسئله این است

یادداشتی درباره انیمیشن "ترازو"

یادداشتی بر انیمیشن ترازو

انیمیشن کوتاه، نوع خاصی از پویانمایی است که گستردگی مخاطب بیشتری نسبت به نمونه‌های بلند دارد. انیمیشن‌های کوتاه فقط برای کوچک ترها ساخته نمی‌شوند و در مقابل اختصاصی هم به بزرگ ترها ندارند. مدت زمانشان کوتاه است چون می‌خواهند حرفشان را در کمترین زمان ممکن بزنند و در نتیجه باید مختصر و مفید باشند.

انیمیشن ترازو به نویسندگی اکبر تراب پور و کارگردانی رامین رهبر از این خصوصیت بارز برخوردار است و در مدت زمانی کوتاه، بیشترین استفاده را کرده و مفاهیم بسیاری را به ذهن مخاطب منتقل می­کند. این کار به نحوی مفید و مختصر و کاملا گویا، با بیننده صحبت می­کند و سخن از تعادل و عدم تعادل بر روی کره زمین به میان می‌اورد بدون ان که کلامی از ابتدا تا انتهای کار از زبان کارکترها گفته شود.

انیمیشن کوتاه به دلیل محدودیت زمانی اش، در مقایسه با دیگر انواع پویانمایی، گزینه مناسب‌تری برای انسان پرمشغله و کم حوصله مدرن است. چنان که برای اغلب مخاطبان امروز ادبیات، داستان مینی مال هم در مقایسه با رمان، جذابیت بیشتری دارد. کارگردان انیمیشن کوتاه، فرصت چندانی برای داستان تعریف کردن برای مخاطبش ندارد. او ناچار است تکیه کند به داشته­های ذهنی مخاطب و براساس همین داشته‌های قبلی، داده مورد نظر خودش را ارائه کند.

…و اما در ترازو ، حیات بر روی کره زمین از ابتدایی­ترین روزهایش، هنگامی که انسان نخستین مشغول شکار بوده، به تصویر کشیده شده تا به مرور جامعه‌های کوچک انسانی و کلونی‌ها شکل گرفته و سرانجام به شهر و شهرنشینی و تکنولوژی و سر و صدا می‌رسد. در این جا نکته قابل توجه این است که در این انیمیشن ، سیر تحول بشر بر روی کره خاکی و اتفاقات ان به همراه روزمره گی در ابتدا با تعادل همراه است و زمین در نمایی که نشان داده می‌شود به مثابه ترازویی است که دو کفه ان دارای تعادل است چه در روز و چه در شب.

گذر زمان با زیبایی و سادگی خاصی با بالا امدن خورشید و پایین رفتن ان و فرارسیدن شب، نشان داده می‌شود… و با گذر روزها و شب ها، کفه ای از این ترازو (سمتی از زمین) با تکنولوژی عجین شده که زندگی شهرنشینی را به همراه داشته و بحث مهاجرت از روستا به شهر در این مرحله جای تامل دارد تا جایی که تمامی مردم روستا از کفه‌ی دیگر ترازو (روستا) به کفه ای دیگر این ترازو (شهر) مهاجرت کرده و در نهایت شهر دیگر گنجایش ندارد .. سر اخر با اضافه شدن یک کودک به این کفه (شهر) تعادل ترازو و زمین به هم می‌خورد و با چرخش زمین که در قاب تصویر نشان داده می‌شود زندگی بشر در یک ان به همان حیات ابتدایی خود و انسان‌های نخستین و فضایی بدوی بدل می‌گردد.

در ادامه باید گفت که انیمیشن کوتاه ناچار است گزیده گو باشد و از اطناب و تفصیل بی مورد پرهیز کند. سازنده این اثر می‌داند که وقت زیادی برای تاثیرگذاری بر مخاطبش ندارد و فرصت اندکی را که در اختیارش است باید غنیمت بشمارد. او می‌داند که اگر تاثیرگذار نباشد نمی‌گویند عذرش موجه است چون فرصتش کم بوده، بلکه می‌گویند نابلد بوده، پس در مرحله انتخاب ایده بیشتر فکر می‌کند و در هنگام پرداخت ایده، خلاقیت بیشتری به خرج می‌دهد و موقع اجرا هم بیشتر به نیاز مخاطب فکر می‌کند تا ذهنیات شخصی خودش، در نتیجه کارش در عین استقلال هنری، بی اعتنا به مخاطب نیست و در عین کوتاه بودن، ابتر و بی ثمر نخواهد بود.

نویسنده: سیامک احمدی

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا